بارتلبی – چرا باید در محل کار بخندیم | کسب و کار

دبلیوHART BARTLEBY در درس زندگی تأمل می کند ، او همیشه آخرین جمله های پدربزرگ خود را به یاد می آورد: “یک کامیون!” عموی بارتلبی نیز زود از بین رفت و در کارخانه تولید مبلمان در یک لگن لهستانی سقوط کرد. این یک پایان وحشتناک بود اما یک پایان زیبا.

اینکه آیا اینگونه داستان ها را سرگرم کننده می دانید به سلیقه و اینکه قبلاً آنها را شنیده اید بستگی دارد. اما شوخ طبعی ، به طور کلی ، یک چیز مفید در زندگی است. مطالعه ای که در مقطع کارشناسی انجام شد ، نشان داد که افراد با شوخ طبعی قوی نسبت به افرادی که فاقد آن هستند ، استرس و اضطراب کمتری دارند.

شوخ طبعی می تواند منبع راحتی خاصی در کار باشد ، جایی که گاهی اوقات می تواند تنها واکنش سالم به عقب نشینی یا دستورات غیر منطقی رئیس باشد. نمونه های کلاسیک را می توان در هر دو نسخه انگلیسی و آمریکایی یافت تلویزیون sitcom “The Office” ، جایی که کارگران مجبورند با مدیران عجیب و غریب ، که به ترتیب توسط ریکی Gervais و Steve Carell بازی می کنند ، سر و کار داشته باشند. این کمدی تا حدودی از روشی ناشی می شود که سلسله مراتب اداری از کارمندان می خواهد رفتار وحشتناک مدیر را تحمل کنند.

و این برنامه ها ماهیت دو لبه شوخ طبعی در محل کار را نیز نشان می دهد. وقتی رئیس ها سعی می کنند شوخی کنند ، غالباً بی ادب و بی احساس هستند و این وضعیت را برای دیگران آزار دهنده می کند (اینها نمایش هایی است که بهتر است از طریق انگشتان تماشا شود). سالم ترین نوع شوخ طبعی در محل کار از پایین به بالا ناشی می شود ، نه از بالا به پایین. اغلب محبوب ترین کارمندان در محل کار کسانی هستند که می توانند با یک یا دو شوخی روحیه را سبک کنند.

البته می توان از شوخ طبعی ، حتی توسط افراد غیرمدیر ، به طرز بیرحمانه یا تسلیم آمیز استفاده کرد. معنای یک مرد به عنوان یک شوخی مجللانه به عنوان یک کار بی احترامی برای زنان روبرو می شود. منبع بهتر شوخ طبعی ، تقارن مشترکی است که اکثر کارگران با آن روبرو هستند. همه می توانند در مورد قطارهای مسافرتی تنگ ، مأمور امنیتی ، آسانسورهای تنبل یا غذای غذاخوری آشپزخانه از یک سو استفاده قدردانی کنند. از این نظر ، کارگران می توانند احساس کنند که همه “با هم” در آن حضور دارند (از مأمور امنیت). این به ایجاد روحیه تیمی و از بین بردن استرس کمک می کند.

سربازان و دانش آموزان هر دو تمایل دارند “در شوخی” به عنوان راهی برای زیر و بمی فرو بردن سلسله مراتب سازمان خود ایجاد کنند. در جنگ جهانی اول ، سربازان انگلیسی روزنامه ای را منتشر کردند به نام Wipers Times. یک شعر معمولی آغاز شد: “فهمیدن مردان باید بخندند / بعضی از افراد خردمند کارمندان را طراحی کردند.” سربازان در سنگرها خود را لقب می دهند PBI (پیاده نظام خونین ضعیف). تلویزیون کمدی های “گروهبان بیلکو” و “بلکادر ادامه می یابد” هر دو متکی به سربازان حیله ای بودند که می توانستند راههایی را برای براندازی دستورات افسران فرمانده بی ادب یا بی عاطفه خود پیدا کنند. دانش آموزان مدرسه ، به نوبه خود ، به معلمان خود لقبهایی می دهند که فقط از گوش خارج می شود. در مدرسه بارتلبی ، آقای کانارد به عنوان “کوک” شناخته می شد زیرا نام خانوادگی وی کلمه اردک در فرانسه بود.

نکته منفی کار از راه دور این است که ایجاد لحظات شوخ طبعی مشترک سخت تر است. بسیاری از آنها یک جلسه طولانی در اقتصاد دان توسط یک بازی براندازانه از یک شرکت کننده زنده شده است. این جوک ها فقط در مواردی به کار می روند که خود بخودی و به موقع باشند. تلاش برای شوخی در هنگام کنفرانس زوم کنفرانس عملا غیرممکن است. تا زمانی که شخص دکمه “افزایش دست” را پیدا کرده و توسط میزبان شناخته شده است ، لحظه ناگزیر می گذرد. این شرم آور است ، زیرا اکثر ما برای عبور از بیماری همه گیر بارها و بارها با خنده می توانستیم این کار را انجام دهیم.

کار موضوعی جدی است اما نمی توان دائماً آن را جدی گرفت. بعضی اوقات در کار اتفاقاتی می افتد که ذاتاً مضحک است. شاید این فناوری در حالی که رئیس در اوج کار است خراب شود یا مشتری یک درخواست پوچ ارائه دهد. (داستان احتمالی آخرالزنی شخصی را به یاد می آورید که در تولید کننده تجهیزات زنگ زده و از آنها خواسته است که با تمام شدن دستگاه از طریق کاغذ دیگری فکس کنند؟)

همچنین موضوعی کاملاً احمقانه در مورد اصطلاحات اصولی مدیریت وجود دارد. اکثر مردم با ارائه سخنرانی هایی از سوی مدیران اجرایی که اصرار دارند کلمات را “اجرای دستی باغبانی” بنامند ، شرکت خواهند کرد. بسیاری از مدیران از کلمات طولانی برای پنهان کردن این واقعیت استفاده می کنند که هیچ پیام منسجمی برای انتقال ندارند. چنین زبانی برای هجو رسیده است یا حداقل یک بازی جمعی “buzzword bingo” است.

اما هجو نباید فقط در مورد افراد دیگر اعمال شود. شاید مهمترین مسئله این باشد که کارهای شخصی را خیلی جدی نگیرید. همانطور که متأخر ، نویسنده و طنز بزرگ باب مونکهاوس در اوج کار خود به یاد می آورد ، “آنها وقتی که گفتم می خواهم کمدین شوم ، خندیدند. خوب ، آنها الان نمی خندند. “

این مقاله در بخش تجارت چاپ چاپ تحت عنوان “چرا ما باید در محل کار بخندیم” منتشر شد

از این محتوا استفاده مجدد کنیدپروژه اعتماد

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>